سالهاست در سخنرانیها میشنویم که کشور متعلق به همه مردم است، نخبگان، متخصصان و جوانان باید وارد میدان شوند و هر کسی که توانایی دارد میتواند برای پیشرفت کشور نقشآفرینی کند.
این سخنان امیدبخش و ارزشمند هستند؛ اما پرسش اینجاست که آیا در عمل نیز همین مسیر دنبال میشود؟
واقعیت این است که بسیاری از جوانان متخصص، مدیران توانمند و نیروهای دارای انگیزه، بارها برای حضور و همکاری اعلام آمادگی کردهاند، اما همچنان بخش قابل توجهی از ساختارهای مدیریتی در اختیار مدیرانی قرار دارد که سالها در مسئولیتهای مختلف حضور داشتهاند و فرصت کافی برای اثبات تواناییهای خود داشتهاند.
امروز کشور بیش از هر زمان دیگری نیازمند تزریق ایدههای نو، انرژی تازه، نگاه علمی و مدیریت مبتنی بر نتیجه است. جوانگرایی به معنای حذف تجربه نیست؛ بلکه به معنای ایجاد تعادل میان تجربه پیشکسوتان و توان نسل جدید است.
اگر قرار است از «میتوانیم» سخن گفته شود، باید مسیر حضور افراد توانمند نیز هموار شود. نمیتوان از مشارکت، شایستهسالاری و استفاده از ظرفیت نخبگان سخن گفت، اما در عمل فرصتهای مدیریتی را محدود نگه داشت.
مردم بیش از آنکه به شعار نیاز داشته باشند، منتظر مشاهده نتایج هستند. اعتماد عمومی زمانی تقویت میشود که میان سخن و عمل فاصلهای وجود نداشته باشد و جوانان، متخصصان و نیروهای کارآمد بتوانند نقش واقعی خود را در اداره امور کشور ایفا کنند.
امروز مطالبه بسیاری از دلسوزان کشور نه صرفاً شنیدن واژه «میتوانیم»، بلکه دیدن میدان واقعی برای توانستن و اثرگذاری است.
امین کرامت فرد
مدیر اجرایی و آموزشی، مدرس دانشگاه و فعال سیاسی، اجتماعی